تبلیغات
افکارنامه - نکند من و تو هم مثل برصیصا شویم....

نکند من و تو هم مثل برصیصا شویم....

یکشنبه 13 اسفند 1391 12:41 ب.ظنویسنده : امیرعباس دریانی

 

گاهی اوقات بازخوانی داستان­­ها شیرین است. هرچند که داستان، داستان تلخی باشد و هر چند که بارها تکرار شده باشند؛ البته شیرین است به شرطی که وقتش باشد و امروز وقت بازخوانی چندین­باره داستان عارفی است که سال­ها در میان کوه­ها به عبادت پروردگارش مشغول بود.

برصیصا عابدی مستجاب­الدعوه از قوم بنی اسرائیل بود که عمر خود را بر سر تهذیب نفس در بیرون از شهرها سپری کرده بود. مردم شهر هرگاه از علاج فرد بیماری مأیوس می­شدند، او را خدمت برصیصا می­آوردند و به دعای این عابد، بیمار شفا می­یافت.

دختری در شهر به بیماری لاعلاجی مبتلا شد و طبق اعتقاد مردم شهر، برادرانش وی را نزد برصیصا آوردند. برخلاف خواسته برصیصا، برادران، دختر را در محل عبادت او رها کردند تا باشد که به برکت معنویت برصیصا، خواهرشان شفا یابد.

برصیصا با دختر تنها شد؛ ابلیس شروع به وسوسه وی کرد و دختر را در نظرش زیبا جلوه داد تا آن­جا که برصیصا عنان از کف داد و دچار گناهی کبیره شد. کمی که گذشت به خود آمد و از ترس بی­آبرویی، دختر را کشت و جنازه را به مکان دیگری برد تا وجود او را منکر شود.

برادران دختر بازگشتند و متوجه جنایت برصیصا شدند. چندی نگذشت که عابد بزرگ شهر، بر پای چوبه دار حاضر شد. در آن دم ابلیس بار دیگر بر او ظاهر شد و گفت بر من سجده کن تا تو را نجات دهم. برصیصا که همه دارایی خود را از دست رفته می­­دید، حاضر به سجده بر ابلیس شد تا از این وضع نجات یابد، از همین رو از بالای چوبه دار با دست اشارتی به نشانه سجده بر ابلیس کرد. نه آن­که ابلیس نجاتش نداد، که ایمانش را از او ستاند و مشرک، وی را به سمت دیار باقی بدرقه کرد....

برصیصا نمادی است از کسانی که روزی باخدا عمر گذراندند اما عاقبت بنده طاغوت شدند، روزی با حق و روزی برحق. روزی با ولی روزی بر ولی. تنها ادعا کردن کافی نیست، تنها خوب شروع کردن ضامن هدایت نیست، پای کار ماندن مهم است. امتحان­ها باید داد. «أَحَسِبَ النَّاسُ أَنْ یُتْرَكُوا أَنْ یَقُولُوا آمَنَّا وَهُمْ لَا یُفْتَنُونَ: آیا مردم گمان كرده‏اند، همین كه بگویند که ایمان آوردیم، رها مى‏شوند و مورد آزمایش قرار نمى‏گیرند؟»


برچسب ها: برصیصا ، انحراف از حق ، گمراهی ، مسئولین ، کفران نعمت ، عابد یهود ،
آخرین ویرایش: - -

 
شنبه 3 فروردین 1392 11:25 ق.ظ
من می روم تا به رنج دیدگان جامعه ی فردا بگویم که زندگی در رفتن است، نه در به مقصد رسیدن. همه به مرگ می رسند ولی همه یکسان زندگی نکرده اند؛ باید در راه پیروزی بود.

شهید مهدی آقایی
شنبه 26 اسفند 1391 11:30 ق.ظ
سلام همسنگری
با مطلب"جدایی از روحانیت و دین باعث شکست مصدق شد" بروزم
منتظر نظراتتون هستیم
یاعلی
امیرعباس دریانی
سلام
خدمت میرسیم انشاالله
سه شنبه 22 اسفند 1391 12:23 ب.ظ
گاهی بازروایی یک تلنگر ضرری ندارد!
چشمان هزاران شهید بر اعمال شما دوخته شده است.

شهید محسن افتخاری
جمعه 18 اسفند 1391 10:07 ب.ظ
سلام
ممنون از حضورت
لطفا وبگاه بنده را لینک نمایید
امیرعباس دریانی
سلام
شما سابقا لینک شده بودید!
دوشنبه 14 اسفند 1391 12:38 ب.ظ
داستان زن و حضرت داوودو...
دوشنبه 14 اسفند 1391 10:59 ق.ظ
چقدر این دوره زمونه برصیصاها زیاد شدند
امیرعباس دریانی
سلام
والبته این مقاله هم از همین رو نگاشته شد!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.