تبلیغات
افکارنامه

تخریب حجاب اسلامی خانم سخنگو بهانه ای برای بروز نگاههای ناسیونالیستی روشنفکرمآبان

سه شنبه 12 شهریور 1392 06:11 ب.ظنویسنده : امیرعباس دریانی

 

روز آنلاین در اقدامی ضددین به تخریب سیما و حجاب اسلامی سخنگوی جدید وزارت امور خارجه پرداخت.

این تارنمای وابسته به جریان فتنه در اقدام اخیر خود به تخریب حجاب اسلامی سرکار خانم افخم، سخنگوی جدید وزارت امور خارجه پرداخته و با افراطی خواندن حجاب ایشان و تشبیه ظاهر وی به رویکرد گروهک تروریستی طالبان با صراحت می نویسد: «ظاهر شدن یک خانم سخنگو با چادر سراسر مشکی و مقنعه ای که دو سه سانتی از پایین صورت و چانه او را پوشانیده است عین افراط گرایی اسلامی و نوعی روشنفکری و ژیگولی طالبانی است.»

در ادامه نویسنده روزآنلاین با اعتراف به ریشه های اعتقادات اسلامی ایرانیان در تعارضی آشکار با گفته پیشین خود در خصوص ارادت و عشق ایرانیان به اسلام، حجاب را مایه بد معرفی شدن کشور در جهان خوانده و به جای مردم ایران اظهار نظر کرده و می نویسد:«بسیاری از مردم ایران به فرهنگ و ریشه های اسلامی تاریخ کشور خود عشق می ورزند و از آن دفاع می کنند اما حساسیت قابل توجهی دارند نسبت به اینکه بیش از این به دنیا بد معرفی نشوند.»

این تارنما در ادامه مطلب خود با "عربی" خواندن حجاب اسلامی چادر و با تاکید بر رویکردهای جاهلانۀ ناسیونالیستی به محکوم کردن دولت در انتصاب یک بانوی محجبه ادامه می دهد و می نویسد:«سیمای چادری سخنگوی وزارت خارجه فاقد هر گونه عنصر ایرانی است و اگر قرار است این انتخاب چنین قضاوتی را از ایران ایجاد کند من می گویم این سیما منافع ملی کشور را نمایندگی نمی کند.»

این اظهارات بیش از پیش نشان از این دارد که حقوق زنان مورد تاکید جریانهای ضدانقلاب تنها بهانه ای برای به ابتذال کشاندن فضای فرهنگی کشور در عرصه های مختلف است. در حقیقت چنین جریاناتی نه با حضور یا عدم حضور زنان در جامعه بلکه با سلامت اخلاقی مشکل دارند چون یکی از راهکارهای تحقق اهداف آنها ایجاد فساد اخلاقی در میان آحاد ملت است.


آخرین ویرایش: سه شنبه 12 شهریور 1392 06:12 ب.ظ

 

مفهوم شناسی اعتدال در کابینه روحانی

دوشنبه 14 مرداد 1392 05:54 ب.ظنویسنده : امیرعباس دریانی

 

حقیقت آن است که اعتدال حتی اگر به معنای راه رفتن در بین حق و باطل هم باشد(!!!) کابینه نباید این طور چیده میشد. چرا که وقتی عناصر افراطی اصلاح طلب مانند عباس آخوندی(از اعضای ستاد موسوی و از کوبندگان بر طبل تقلب در سال 88) و علی ربیعی معروف به عباد(از عناصر تندور امنیتی دوران خاتمی و از اعضای کمیته سه نفره بررسی پرونده قتل های زنجیره ای) در کابینه حضور دارند حداقل می بایست چند نفر از اعضای کابینه هم از اصولگرایان حقیقی می بودند.

برای بسط مناسب تر این مفهوم توجه بفرمایید:

 اگر فعالین سیاسی درون نظام را به یک طیف تشریح کنیم که یک طرف آن منتسبین به اصلاحات(البته بدون پیشینه امنیتی، چون مبنا چارچوب های قانونی درون نظام است) مانند عارف یا اعضای نامبرده در بالا و نزدیکان هاشمی و طرف دیگر را تشکل های حزب اللهی به ویژه جبهه پایداری تشکیل دهند، اصولگرایان سنتی که این روزها علی لاریجانی در عهدی ناگفته رهبری آن ها را بر عهده گرفته است، در وسط این طیف قرار خواهد گرفت. با این تحلیل کاملا روشن استد برآیند کابینه روحانی باید به لاریجانی ختم شود. یعنی اگر از یک طرف آخوندی به عنوان وزیر مسکن معرفی میشود، از طرف دیگر باید وحیدی در وزارت دفاع ابقا شود یا اگر ربیعی برای وزارت کار پیشنهاد می گردد، مصلحی وزیر اطلاعات باقی بماند. در نهایت این موازنه آن طوری ادامه پیدا کند که برآید وزن کابینه بشود در میانه این طیف سیاسی... این نخستین تحلیل که کاملا سیاست زده بود! و البته غیرواقعی!!!

اما در حال حاضر چه اتفاقی رخ داده است؟

اصولگراترین افراد کابینه معرفی شده امثال رحمانی فضلی و  پورمحمدی و در کمال تعجب علی جنتی(!!!) هستند. یعنی نزدیکان لاریجانی که در عین حال مرتبط با هاشمی نیز هستند. و در کل حتی یک وزیر نزدیک به دولت احمدی نژاد، پایداری و یا رهپویان در لیست اعضای کابینه پیشنهادی وجود ندارند. به سادگی می توان دریافت که بحث اعتدال ارائه شده از جانب رئیس جمهور یک مفهوم کاملا بی معنا است. چون حتی همین چند اصولگرای نصفه و نیمه موجود در کابینه هم نیستند مگر برای پیشکشی به فراکسیون رهروان مجلس(طیف لاریجانی) جهت گرفتن رای اعتماد سایر وزرا که سابقه فتنه گری و مشکلات اقتصادی فراوان در پرونده هاشان دیده می شود. به عبارت ساده تر، یک بده بستان ساده بین مجلس و دولت آینده شکل گرفته است. حال آن که اگر مجلس اصولگرا نمی بود، مطمئنا کابینه رادیکال تر از کابینه فعلی میشد! حالا این رادیکال شدن میخواهد بر اثر فشار اصلاحاتیها باشد یا تمایل شخصی رئیس جمهور.

و انتظارات مردم:

و اما مردمی که به یک مجلس اصولگرا رای داده اند و در انتخابات هم به یک طلبه که با شعار اعتدال پیش قدم شده رای دادند حقیقتا انتظاری جز کنار گذاشتن زد و بندهای سیاسی و رای دادن بر اساس معیارهای انقلاب به کابینه را از نمایندگان خود ندارند.

این بزرگترین خیانت به مردم است که مجلسیان بخواهند در قبال تصاحب چند وزارت خانه، فتنه گرانی که دستشان به خون مردم آلوده است و یا کسانی که عمری از بیت المال ارتزاق کرده اند را صاحب منصب نمایند.در صورت انجام چنین اشتباهی بدون شک نمایندگان مجلس قادر به پاسخگویی در محضر این ملت نخواهند بود. صد البته برآیندی که مجلس شورای اسلامی تا به حال از خود نشان داده، انشاالله به حول و قوه الهی در این آزمون سربلند خواهد شد.


برچسب ها: کابینه روحانی ، رای اعتماد ، تحلیف ، لاریجانی ، رحمانی فضلی ، عباد ، فتنه 88 ،
آخرین ویرایش: دوشنبه 14 مرداد 1392 05:56 ب.ظ

 

آقای رفسنجانی؛ فرا جناحی بودنت آرزوست

دوشنبه 30 اردیبهشت 1392 08:50 ق.ظنویسنده : امیرعباس دریانی

 

این روزها که سایت ها و روزنامه ها را مطالعه می کنی بدون تردید تلاش پروپاگاندای رسانه ای استحاله طلبان و حامیان پدر خوانده را در جهت دهی به انتخابات آینده مشاهده می کنی. نمی دانم مردم را چه فرض کرده اند که اینگونه دروغ سر هم می کنند. روزی رفسنجانی، خالق تورم 50 درصدی و علت اصلی شورش های اقتصادی اسلامشهر، کوی طلاب مشهد و قزوین ناجی اقتصادی می شود و امروز ناجی سیاسی که خود را فراجناحی می داند. به مباحث مطرح شده در این رسانه ها توجه کنید:

1.       مصاحبه روزنامه آرمان با اسدالله بادامچیان عضو حزب موتلفه؛ مصاحبه ای که تنها هدف آن شنیدن فراجناحی بودن آقای رفسنجانی از دهان یک اصولگرا

2.       اظهارات علی مطهری( کاندیدای به اصطلاح اصولگرا) مبنی بر رای آوری هاشمی در میان اصولگرایان

3.       اظهارات خاتمی مبنی بر فراجناحی بودن آقای رفسجانی

4.       اظهارات جلایی پور مبنی بر رای دادن اصولگرایان معتدل به هاشمی و ...

براستی اگر رفسنجانی فراجناحی بود این پروپاگاندای به یادگار مانده از روزنامه های زنجیره ای این چنین برای اثبات وی به تکاپو می افتاد؟ شاید پاسخ به سوالات زیر راه گشا باشد:

1.       به نظر شما اصولگرایان با معرفی بیش از 10 کاندیدای مطرح برای نامزدی در انتخابات نیازمند حضور آقای رفسنجانی هستند؟

2.       آیا اصولگرایان با توجه به کارنامه­ی آقای رفسنجانی و فرزندانشان در فتنه 88 و شنیدن فریاد های مردم در روز حماسه آفرین 9 دی حاضر به گره زدن خود به ایشان هستند؟

3.       آیا مواضع آقای هاشمی در جریان فتنه 88 با جریان اصولگرایی هم پوشانی داشته که امروز ادعای ارث و میراث کنند؟

4.       آیا بازگشت جریان اصولگرایی به آقای رفسنجانی نوعی بازگشت به عقب و ارتجاع نیست؟

و سوالات بی شمار دیگری که هر کس در جامعه امروز (و نه در توهمات) زندگی می­کند پاسخ آن را می داند.

خالی از لطف نیست اظهارات اصولگرایانی را که در گذشته پیوندهای عمیقی با ایشان داشته اند تا شاید توهمات رسانه های آقای رفسنجانی بیش از پیش آشکار شود:

1.       آقای ولایتی: «این که آقای هاشمی در فتنه نقش داشته معلوم است؛ هر کس که در خط و طریق رهبری است باید در فتنه موضع‌ می‌گرفت، آن‌روز بعضی‌ها فکر می‌کردند که کار تمام شد». «ما داریم تلاش می‌کنیم که با سایر کاندیداها هم صحبت کنیم تا در نهایت یک نفر از اصولگرایان بیاید، در مقابل دوقطب انحراف و قطب فتنه را داریم، باید یک‌نفر بیاید که در دور اول، انتخابات تمام شود»

2.       آقای قالیباف: خطاب به آقای رفسنجانی، « امروز چه چیزی تغییر کرده که آقای رفسنجانی وارد عرصه شده اند؟ ورود آقای رفسنجانی به آن معنی است که کشور را حداقل در یک دوره چهار ساله دیگر وارد تنش های سخت و دو قطبی کرده و مردم مستضعف و محروم را مستضعف تر و محروم تر کنیم. این مسئله چه آورده دیگری برای کشور دارد؟ آقای رفسنجانی در مناظرات باید به مردم پاسخ دهند که ایشان بعد از این مدت چه کردند؟ بزرگ ترین ظلم به مردم آن است که به 20 سال قبل برگردیم.»

مواضع ذکر شده زمانی اهمیت پیدا می کند که بدانیم آقای ولایتی تا پیش از این چندین بار به نفع آقای رفسنجانی در انتخابات ریاست جمهوری کناره گیری کرده است و برادر قالیباف نیز به شکل ضمنی خود را تکنوکرات که زاده ی تفکر دولت آقای هاشمی است می داند.

ای کاش آقای رفسنجانی می دانستند راه فراجناحی شدن حرکت در مسیر ولایت و مردم است نه دست و پا کردن پروپاگاندای رسانه ای و در آغوش فتنه قرار گرفتن.


برچسب ها: حمایت اصولگرایان از هاشمی ، پروپاگاندای رسانه ای هاشمی ، دروغ های اصلاح طلبان ، علی مطهری ، تخریب هاشمی توسط قالیباف ، ضدیت اصولگرایان با هاشمی ، همراهی هاشمی با فتنه ،
آخرین ویرایش: - -

 

حمایت جان کری از رفسنجانی

یکشنبه 29 اردیبهشت 1392 12:47 ب.ظنویسنده : امیرعباس دریانی

 

به دنبال حمایت های رسمی رسانه دولتی کشور امریکا(VOA) و بنگاه خبرپراکنی کشور انگلستان(BBC) و همچنین حمایت های بی دریغ شبکه های نام و نشان داری چون "من و تو" از کاندیداتوری رفسنجانی در انتخابات پیش رو و پس از تبدیل شدن این رسانه ها به ستاد انتخاباتی وی(1)، در آخرین خبر، سایت خبری WND مدعی شد یکی از منابع امریکایی که خواسته نامش فاش نشود اعلام کرده است که جان کری، وزیر امور خارجه امریکا، 15 روز پیش در پیامی که از طریق سفارت عربستان به دست رفسنجانی رسیده، به وی اطلاع داده است که در انتخابات پیش رو از او حمایت خواهد کرد(2).

گذشته از صحت یا عدم صحت این ادعا، بر هر انسان بصیری حمایت جبهه استکبار جهانی از کاندیداتوری رفسنجانی کاملا عیان و بارز است. این حمایت به قدری صریح و شفاف است که "وندی شرمن" مذاکره کننده آمریکا در گروه 5+1 و معاون وزیر امور خارجه آمریکا در یکی از سخنرانی های خود پس از مذاکره با تیم ایرانی صراحتا اعلام می کند:«احتمالا بعضی از کاندیداها هستند که آن طور که ما استنباط کرده ایم تمایل بیشتری دارند تا به مذاکرات هسته ای به دید مثبت تری نگاه کنند...امروز می بینیم که اصولگرایان به دلیل این که مشایی و رفسنجانی را چندان محکم نمی بینند برخورد تندی با آن ها دارند.»

اگر از حق نگذریم، تحلیل مسئولین و رسانه های استکبار جهانی در تشخیص فرد اصلح در زمینه بر باد دادن عزت و استقلال جمهوری اسلامی ایران، تحلیلی دقیق و متقن است! اما نکته ای که سران این کشورها هیچ گاه نمی توانند آن را درک کنند اینجاست که تاریخ نشان داده هر چه استکبار جهانی از کاندیدایی خاص حمایت کند، مردم ما بیشتر به آن شخص پشت خواهند کرد و او را بیش از گذشته دشمن دین و کشور خود خواهند پنداشت، این آموزه رهبر کبیر انقلاب است که در گوش همه جانها نهادینه شده: هرگاه دشمن از شما حمایت کرد دریابید که مسیر نادرستی را در پیش گرفته اید...


پاورقی

1-http://yasinmohammadi.blogfa.com/post/7

2- به نقل از جام نیوز


برچسب ها: حمایت امریکا از هاشمی ، حمایت جان کری از هاشمی ، حمایت انگلیس از هاشمی ، حمایت بی بی سی از هاشمی ، حمایت ماهواره ها از هاشمی ، حمایت صدای امریکا از هاشمی ، حمایت من و تو از هاشمی ،
آخرین ویرایش: یکشنبه 29 اردیبهشت 1392 03:14 ب.ظ

 

بحران مقبولیتِ آقای رفسنجانی رسانه های وی را به دروغ پردازی کشاند

شنبه 21 اردیبهشت 1392 11:45 ق.ظنویسنده : امیرعباس دریانی

 

شب گذشته برخی رسانه های منتسب به آقای رفسنجانی در یک بی اخلاقی و دورغ پردازی روشن خبری مبنی بر اعلام حمایت دو تن از مراجع عظام تقلید از کاندیداتوری رفسنجانی را در رسانه های خود منتشر ساختند. رسانه های مذبور که به سبب عدم وجود پایگاه اجتماعی آقای رفسنجانی در میان مردم، چند ماهی است با اعمال جنگ روانی گسترده در تلاش و تکاپو برای یافتن بهانه ای برای شرکت رفسنجانی در انتخابات هستند، این بار دست به دامان دروغ پردازی علیه مراجع تقلید شدند. این رسانه های طی خبری مدعی شده اند که آیات عظام سیستانی و وحید خراسانی از آقای رفسنجانی برای شرکت در انتخابات دعوت نموده اند. روزنامه شرق به زعم خود از فرط اهمیت این خبر، چاپ اول خود را به دکه ها نفرستاد و با اعمال چاپ دوم، تیتر اصلی خبر امروز خود را به انتشار همین خبر اختصاص داد.


پایگاه خبری انتخاب، نزدیک به آقای رفسنجانی نیز به محض اطلاع،این خبر را منتشر نمود.



نکته جالب توجه آنجاست که مسئولین پایگاه خبری انتخاب، در پاسخ به نظر یکی از مخاطبان خود به میزان اعتبار این خبر، بیان میکند که این خبر را یکی از اعضای خانواده آقای رفسنجانی تائید نموده اند!!!


به دنبال انتشار این خبر، دفتر رسمی آیت الله وحید خراسانی با انتشار مطلبی در پایگاه خبری ایشان، حمایت آیت الله وحید از کاندیدایی خاص را رسما تکذیب نمود.



شبکه دانا نیز طی خبری بیان کرد که در پی تماس اعضای این خبرگزاری با دفتر آیت الله سیستانی در تهران، دفتر ایشان از اعلام حمایت آیت الله سیستانی از آقای رفسنجانی اظهار بی اطلاعی کرده است. در ضمن دفتر رسمی آیت الله سیستانی در نجف اشرف چندی پیش در یک بیانیه اعلام کرده بود که هر گفته یا مطلبی که در رسانه ها به ایشان نسبت داده میشود، اگر به تائید دفتر ایشان نرسد، فاقد اعتبار است.



به نظر می رسد بحران عدم گرایش عمومی مردم نسبت به آقای رفسنجانی، رسانه های ایشان را به جایی رسانده که تنها راه پیش روی خود را دورغ پردازی می دانند. به راستی این رسانه ها در مورد عقلانیت مردم جامعه چه فکری کرده اند؟


برچسب ها: حمایت مراجع از هاشمی ، حمایت آیت الله سیستانی از هاشمی ، حمایت آیت الله وحید از هاشمی ، تکذیب دفتر آیت الله سیستانی از حمایت هاشمی ، تکذیبیه دفتر آیت الله وحید از حمایت هاشمی ، دورغ پردازی رسانه های هاشمی ، روزنامه شرق ،
آخرین ویرایش: شنبه 21 اردیبهشت 1392 12:18 ب.ظ

 

از "من و تو" تا "شرق"، از "شرق" تا "هفت صبح"؛ سناریو واحد با صحنه گردانهای متعدد

چهارشنبه 18 اردیبهشت 1392 07:16 ب.ظنویسنده : امیرعباس دریانی

 

عجیب است که به راحتی دین را از محتوای خود استحاله کرده اند و امروز ما سرخوش از مسلمان بودن خویش، هیچ واکنشی نسبت به این مساله نشان نمی دهیم. برای تشریح این حقیقت تلخ، به چند سیاه خط زیر توجه نمایید:

1- یکی از شگردهای دیرین محافل مختلف جهت مقابله با دین و تفکر دینی، انحراف مفاهیم از محتوای حقیقی خود است. قابل توجه است که بررسی ها نشان می دهد هرکجا دشمن به مقابله مستقیم با آموزه های اسلامی پرداخته به توفیق چندانی دست نیافته. درطول تاریخ همواره انحراف کاراتر از معارضه بوده است!

2- حجاب در معنای مصطح دینی به محدوده ای از پوشش اطلاق می گردد که حدود و ثغور آن در برادران و خواهران کاملا مشخص است. در خواهران پوشاندن تمام بدن بجز گردی صورت و دستها تا مچ محدوده حداقلی و واجب پوشش اسلامی است؛ در ضمن پوشاندن بیش از این محدوده و رعایت بیشتر نیز مورد تائید دین می باشد، باضافه این که لباس یک خانم نباید به گونه ای باشد که برجستگی های بدن او مشخص باشد. عاری بودن صورت بانوان از هرگونه آرایش جلب توجه کننده از دیگر نکات مورد اهتمام دین می باشد. در حقیقت هر فردی که در محدوده پوشش خود از هرکدام از این مولفه ها خروج نماید از نگاه دین بی حجاب تلقی می گردد که البته با مسامحه در جامعه با عنوان بدحجابی نیز از آن یاد می شود.

3- "ارمیا" که چندی پیش هویت حقیقی وی در خصوص وابستگی به گروهک ضداقلابی منافقین بر همگان محرز گشت، پروژه ای بود در راستای انحراف دین از مفاهیم حقیقی خود. ارمیا در حقیقت دینی را معرفی می کند که در آن تو هر چه را دوست داری بر میداری و هر چه را نمی خواهی به گوشه ای پرتاب می کنی و برای تسلی خاطر خود آن را تحجر می خوانی! ارمیا حجاب را از دین قبول می کند و شاید حتی نماز خواندن و روزه گرفتن را، اما نمی تواند در خصوص منع دین از آوازه خوانی زنان، عبد باشد و لذا آن را تحجر و قرائت متحجرین از دین می خواند. از دیگر سو، نکته ای مهم در حجاب ارمیا نهفته است، در حقیقت ارمیا حجاب اسلامی ندارد و تنها شاید تشبهی به حجاب اسلامی داشته باشد(همان چیزی که در جامعه به وفور مشاهده می شود). ارمیا موهایش را تا حدودی نشان میدهد، لباسهای چسبناک می پوشد و صورتش را همچون سایر خوانندگان آرایش می کند، حتی در هنگام خواندن کمی تا قسمتی به بدن خود کش و قوس می دهد، گویا او دارد نوعی رقص رقیق شده اسلامی را به نمایش می گذارد! ارمیا در حقیقت از نظرگاه اسلامی بی حجاب است (بنا به استدلالات بند دوم)، اما آن قدر او پدیده نادری است که وقتی با آن همه لباس جذاب و جلب توجه کننده با چاشنی پوشاندن موهای خود به صحنه نمایش می آید، افراد او را با حجاب تلقی می کنند، چون انتظار این است که در بازار خوانندگی برهنه گی پیشه کند؛ ارمیا از نگاه مخاطب مسلمان و ایرانی محجبه تلقی می شود چون او لنگه کفشی است در بیابان برهنگی!


4- همین روزها است که روزنامه شرق، یکی از تریبون های جبهه استحاله طلب که دیرگاهی است بستر تربیت نیرو برای بنگاه خبرپراکنی بی بی سی و برخی رسانه های اسم و رسم دار فارسی زبان وابسته به غرب است1، در اقدامی تامل برانگیز به بهانه انتخابات کشور عراق، عکس بانویی را در صفحه نخست خود چاپ می کند که علی رغم پوشش کامل اسلامی در سر و صورت، لاک ناخنش کاملا دیدگان مخاطب هوشمند را به خود جلب میکند. مخاطب می فهمد که روبند و پوشیه نمی تواند سنخیتی با لاک های ناخن داشته باشد. این مسئله همان نگاه گزینشی است به مسئله حجاب، نگاهی که در آن ارمیای محجبه "لباس شب" می پوشد، و در شرق بانوی روبند زده با لاک ناخن ظاهر می گردد.



5- و سرانجام روزنامه فرهنگی اجتماعی "هفت صبح" با درج خبری با عنوان "امنیت اخلاقی این بار با گل و لبخند" خبر از طرحی می دهد که در آن ماموران ناجا از بانوانی که پوشش مناسب داشتند با گل، تشکر و قدردانی می کنند. گذشته از قابل تقدیر بودن چنین طرح هایی که از جانب مسئولین به اجرا گذاشته می شود، عکس مربوط به این خبر به شکل خاصی جلب توجه می نماید. در حقیقت این عکس می خواهد بانویی را به نمایش بگذارد که به سبب حجاب مناسب مورد تقدیر مامورین ناجا قرار گرفته است. در عکس چاپ شده دو نکته مهم نهفته است؛ نکته اول اینکه عکس مذبور هیچ ارتباطی با طرح نامبرده ندارد و گلی که در دست فرد مشاهده می شود هیچ ارتباطی به نیروی انتظامی! این عکس صرفا یک عکس معمولی است از برخورد دو فرد معمولی در یک خیابان معمولی! نکته دوم و مهمتر آنکه شخصی که روزنامه نامبرده از حجاب او به عنوان حجاب مناسب نام می برد، همچون عکس روزنامه شرق باز ناخن های لاک زده و صورت آرایش کرده اش به اضافه برخی نقایص جزئی ظاهری دیگر، پالس های قابل توجهی به مخاطب هوشیار خود می دهد. مخاطب درک می کند که الگو و اسوه حجاب کامل نمی تواند فردی باشد که با ناخن های لاک زده در جامعه حضور پیدا می کند، و تشخیص می دهد که این حرکت ایجاد انحراف است در نگرش مخاطب نسبت به مفهوم "حجاب کامل اسلامی".



از کنار هم قرار دادن مجموع این رفتارها، همان مفهومی که در ابتدا یادآور شدیم را می توان برداشت کرد: تلاش برای معرفی دینی جدید و پوششی جدید. پوششی که در آن دیگر نمایش ندادن هدف نیست، بلکه نمایش دادن هدف است اما به شیوه ای متفاوت و مورد قبول ذائقه مسلمین...

 

پاورقی

1- جهت بررسی صحت این ادعا، مراجعه کنید به پست همین وبلاگ با عنوان "نیرو سازی برای بی بی سی با چاشنی بیت المال"


برچسب ها: ارمیا ، من و تو ، شرق ، هفت صبح ، ترویج بی حجابی ، اسلام امریکایی ، اتحاد فتنه و انحراف ،
آخرین ویرایش: شنبه 21 اردیبهشت 1392 12:28 ب.ظ

 

حجت بر حجت...

سه شنبه 10 اردیبهشت 1392 11:03 ق.ظنویسنده : امیرعباس دریانی

 

فاطمه زهرا(س) چه کرد که این چنین شرافت یافت و از ادراک انسانی خارج گشت؟ مولود پاکترین انسانها و نوزادی که حاصل اعتکافی است چهل روزه و دوری گزینی حضرت رسول(ص) از نعمات دنیایی. صد البته قلم فرسایی در باب جایگاه حقیقی بانوی دو عالم، حضرت زهرا(س)، نه کار ناچیزی چون حقیر که هر چه بیان میشود تنها تقریر فرمایشات ائمه کرام(ع) است.

همانگونه که ائمه هدی حجت و الگوی اهل دنیا هستند، فاطمه زهرا(س) به تصدیق حضرت حسن ابن عسکری(ع) حجت خداوند بر اهل بیت عصمت و طهارت اند؛ آنجا که حضرت فرمود: «نحن حجج الله علی الخلق و امنّا فاطمه حجه الله علی الحجج: ما حجت خدا بر خلقیم و مادرمان فاطمه حجت خدا بر حجج»؛ لذا حضرت صاحب الزمان(ع) در خصوص مادر بزرگوارشان می فرمایند: «و فی ابنته رسول الله لی اسوه حسنه: دختر رسول خدا، فاطمه زهرا(س) الگو و اسوه حسنه برای من است» و خداوند متعال به صراحت اذعان نمود که اگر نبود خلقت فاطمه، احدی در عالم خلق نمی شد، حتی رسول گرامی اسلام که «خیر خلق الله: برترین آفریده خدا» است؛ «یا أحمد لولاك لما خلقت الأفلاك، ولولا علی لما خلقتك، ولولا فاطمة لما خلقتكما». این حدیث قدسی نشان از آن دارد که فاطمه زهرا(س) واجد ویژگی ممتازی است که سبب میشود زنده ماندن دین رسول خدا به او وابسته باشد.

در حقیقت عملکرد زهرای مرضیه(س) در دفاع از حریم ولایت الهی نقطه عطفی است که اسلامِ در آستانه انحراف را به مجرای اصلی و صحیح خود باز می گرداند. شان نزول سوره کوثر خود را سپر ابتلائات ولی خدا می کند و با ایستادن در مقابل اسلام اومانیستی و اهدای زندگانی شریف خود در این راستا، شجره طیبه اسلام ناب محمدی را حفاظت می نماید. اما ایستادگی مادر اهل بیت نه فقط در مقابل چند فرد غاصب که در مقابل جریانی است که می خواهد حق حاکمیت الهی را سلب کرده و خود تشریع کننده و قانون گذار عالم شود، خود مالک باشد و خود حکومت کند. حتی باید گفت حضرت زهرا(س) ایستاد در برابر دموکراسی خواهی؛ دموکراسی خواهی به معنای اصالت رای انسان در مقابل اصالت خواسته پروردگار؛ دموکراسی که می تواند امام را خانه نشین کند بی آنکه کسی دم برآورد. در میانه خفقان دیکتاتوری و افزونه خواهی عده ای قدرت طلب که با نام دموکراسی در حال غصب حاکمیت الهی هستند، زهرا(س) قامت راست می کند و فریاد بر می آورد که مگر فراموش کرده اید غدیر را؟ مگر فراموش کرده اید عهدها و بیعتهاتان را با علی؟ چه مهری بر دلهای شما زده شده که امام خود را رها کرده و سکوت پیشه نموده اید؟ هر چند دلهای مرده امت رسول در آن زمان پاسخ در خوری به استغاثه و حق خواهی دختر پیامبر خود نمی دهد و اراده الهی بر خانه نشینی ولی تعلق می گیرد، اما این قطعه تاریک تاریخ مسکوت نمی ماند و طولی نمی کشد که تبدیل به قیام عاشورا می شود، فوقع ما وقع ...

آری؛ ولادت فاطمه زهرا(س) روز تجدید عهد با بانویی است که خود را وقف حاکمیت خدا در جامعه نمود، حاکمیتی که به دنبال تزکیه نفس انسانها است و تقربشان به حضرت دوست؛ نه فقط در اندیشه خور و خواب آنان...


برچسب ها: میلاد حضرت زهرا ، ولایت پذیری حضرت زهرا ، ولایت پذیری ، ولایت ، حکومت اسلامی ، دموکراسی ، سقیفه ،
آخرین ویرایش: سه شنبه 10 اردیبهشت 1392 11:12 ق.ظ

 

بازخوانی مواضع خاندان رفسنجانی در خصوص حکومت اسلامی و ولایت فقیه/ سیستم حکومتی ایده آل از نظر آقای رفسنجانی چیست؟

شنبه 31 فروردین 1392 05:14 ب.ظنویسنده : امیرعباس دریانی

 

بررسی عملکرد جریان­ها و گروههای سیاسی مختلف در طول زمان نشان می دهد که همواره اعضای رادیکالی در میان این گروه ها وجود دارد که بدون در نظر گرفتند قواعد ادبیات سیاسی، نگرش های حقیقی گروه خود را بدون پیچاندن در لفافه و به طور کاملا روشن بیان می کنند. بر همین اساس یک روش موثر در شناخت حقیقت اهداف هر گروه، بررسی اظهارات اعضای رادیکال آن گروه می باشد.

فائزه رفسنجانی، علاوه بر اینکه دختر بنیان گذار اصلی حزب کارگزاران سازندگی است، در زمان تشکیل این حزب، مسئولیت شاخه زنان حزب را نیز بر عهده داشته است. فائزه رفسنجانی را می توان از همان دسته افراد رادیکال حزب دانست که بدون هیچ گونه سانسوری، نگرش های سیاسی خود و حزب خود را در رسانه ها بیان می کند.

هیچگاه نمی گویم امام خمینی!

حدود دو سال پیش، سید محمد هادی طباطبایی(برادر مدیرمسئول نشریه نسیم بیداری) خبر داد که فائزه رفسنجانی پس از انتشار مصاحبه اش در نشریه نسیم بیداری، در تماسهایی با این نشریه به استفاده از برخی کلمات در متن مصاحبه اعتراض کرده و خواستار عذرخواهی این نشریه شده است. طباطبایی مدعی شده فائزه رفسنجانی در اعتراض به بخش هایی از متن مصاحبه اش با نشریه نسیم بیداری گفته است: «از قول من نوشته شده "مقام معظم رهبری"، من اصلا توی عمرم اینو نگفتم، همیشه میگم آقای خامنه ای! اصلا این برای من خوب نیست که از زبون من بنویسن مقام معظم رهبری، این حرف من نیست و اصلا به ادبیات من نمیخوره ... از قول من نوشتن که "آقای هاشمی، یار امام بوده"، درحالی که من اصلا به آقای خمینی نمیگفتم امام، همیشه میگفتم و الان هم میگم آقای خمینی؛ و اصلا قبول ندارم که آقای هاشمی، یار آقای خمینی بودن و از این حرفا، بلکه میگم همراه امام بودن و به ایشون کمک کردن» طباطبایی همچنین ادامه می دهد: فائزه هاشمی رفسنجانی از این نشریه خواسته بود که هرچه زودتر اصلاحیه ای به خبرگزاریها و سایتها و روزنامه ها ارسال کنند تا آبروی "فائزه" نرود! (1)

در این اظهار نظر، فائزه رفسنجانی به وضوح استفاده از لفظ «امام» و حتی استفاده از لفظ «رهبر» را مردود اعلام می کند. لازم به ذکر است این ادعا که اظهارات فائزه رفسنجانی بر خلاف مواضع پدرش می باشد یا اینکه آقای رفسنجانی با این اظهارات فرزندش مخالف است، کاملا مردود می باشد. نشانه روشن این مسئله حمایت صریح و تمام قد آقای رفسنجانی از تمامی فرزندانش در نامه بدون سلام و والسلام خود به رهبری، قبل از انتخابات سال 1388 می باشد.

حذف کردن لفظ «امام» از دایرة المعارف ادبیات سیاسی کشور

آقای رفسنجانی در خطبه دوم اولین نماز جمعه پس از رحلت حضرت امام اظهار می کند: «ما نمی خواهیم بعد از رحلت امام خمینی به جانشین ایشان "امام" بگوییم». این اظهار نظر آقای رفسنجانی به روشنی نشان می دهد وی به لحاظ تئوریک به نظریه امت-امامت اعتقادی نداشته و اگر تا آن زمان از لفظ امام خمینی استفاده کرده است، یا از روی اجبار جو عمومی جامعه بوده و یا تنها به لحاظ شخصیت ممتاز حضرت امام، نه از روی اعتقاد به نظام ولایت فقیه!

ولایت فقیه یا لیبرال دموکراسی، مسئله این است!

آقای رفسنجانی در مصاحبه با صادق زیبا کلام که در کتاب «هاشمی بدون روتوش» منتشر شده، در پاسخ به یکی از سوالات زیباکلام می گوید: «شما ببینید جامعه امریكا بالاخره یك جامعه جاافتاده دموكراتیك است، آنها خیلی آزاد بودند و آزاد هم هستند.» و در ادامه صحبت به راحتی بیان می دارد: «شاید خیلی‌ها ندانند كه وقتی در مجلس خبرگان(پس از رحلت امام) به بحث ولایت فقیه كه توسط عده‌ای مطرح شد رسیدیم من مخالفت كردم»! (2)

 این گفته آقای رفسنجانی در دیدار با آیت الله سیستانی توسط خودش تلویحا تائید می شود. مسیح مهاجری در حین ارائه گزارش سفر آقای رفسنجانی به نجف اشرف و دیدار وی با آیت الله سیستانی در اسفندماه 1387 می نویسد: «(آیت الله سیستانی رو به آقای رفسنجانی) «مصاحبه آقای زیباکلام با شما را که خواندم دیدم شما(آقای رفسنجانی و رهبر معظم انقلاب) با هم اختلاف زیادی دارید. این کتاب(هاشمی بدون روتوش) برای من مهم بود و من آن را دوبار خواندم». آقای رفسنجانی گفتند: «این ها مهم نیست چون مباحث فکری است! آنچه مهم است این است که در عمل ما متحد عمل کنیم و به نظر رهبری عمل می شود.» این بحث هر چه ادامه پیدا کرد آیت الله(سیستانی) قانع نشد». (3)

از این اظهار نظر آقای رفسنجانی(که هیچ گاه نیز تکذیب نشد) به راحتی می توان نتیجه گرفت ایشان نقل قول های آورده شده در کتاب مذکور و من جمله اظهارات وی در خصوص ولایت فقیه را تائید کرده است. البته قابل ذکر است که ادعای آقای رفسنجانی در خصوص همکاری با رهبری در مقام عمل هم مورد سوال جدی می باشد، چرا که عملکرد وی به ویژه در چند سال اخیر به وضوح برخلاف مشی عملیاتی رهبر معظم انقلاب در مدیریت کشور می باشد.


1- http://www.jahannews.com/vdcbw0b80rhb0zp.uiur.html

2- هاشمی بدون روتوش صفحه 157

3- روزنامه جمهوری اسلامی 9 خرداد 1388


آخرین ویرایش: یکشنبه 1 اردیبهشت 1392 11:32 ق.ظ

 

توصیف فائزه رفسنجانی از بهائیان و منافقین: انسانهای بزرگ!

سه شنبه 20 فروردین 1392 06:46 ب.ظنویسنده : امیرعباس دریانی

 

مصاحبه تازه منتشر شده نشریه بهار با فائزه رفسنجانی حاوی نکات جالب توجهی است. وی  در این مصاحبه بی مهابا و با تمام توان به دفاع از زندانیان امنیتی پرداخته و از آنها با عنوان "انسانهای بزرگ" یاد می کند!

در این مصاحبه فائزه رفسنجانی در مورد دوران حبس خود در اوین می گوید: «خیلی خوب بود. تجربه بسیار قشنگی بود، انسان‌های بزرگی که با آن‌ها آشنا شدم، روابط و فضای بین زندانی‌ها و... تجربه ‌گران‌بهایی بود.» این انسانهای بزرگی که وی آشنایی با آنها را برای خود غنیمت می شمارد در ابتدای مصاحبه توسط خودش چنین معرفی می شوند: « تعدادی از خانم‌های بهایی، تعدادی از سازمان مجاهدین، دو خانم مسیحی، دو نفر از گروه مادران عزادار پارک لاله، تعدادی بچه‌های سبز و خبرنگار و یک خانم عراقی و چند نفری هم لاییک و چپ.»

در بخش دیگر این مصاحبه، فائزه رفسنجانی مدعی می شود که اتهام به او در مورد "تبلیغ علیه نظام" دروغ می باشد. این در حالی است که هنوز ویدئوهای حضور وی در اغتشاشات سال 88 در تجمعاتی چون 16 آذر در دانشگاه تهران، اغتشاشات شرم آور روز عاشورا که با توهین علنی به عقاید اسلامی همراه بود و همچنین تجمعات غیرقانونی روز 25 بهمن ماه در نقش مدیریت میدانی این اغتشاشات، سراسر فضای مجازی را پر کرده است. همچنین مصاحبه با تارنمای ضدانقلابی مدرسه فمینیستی و حمله صریح به برخی قوانین اسلامی نظیر مهریه و نیز گفت و گو با سایت فتنه گرِ روزآنلاین و تخریب و سیاه نمایی چهره نظام در این مصاحبه از دیگر عملکردهای خلاف امنیت فائزه رفسنجانی در جریان حوادث پس از انتخابات می باشد.

وی در ادامه مصاحبه اتهام جدیدش در خصوص اخلال در زندان را نیز زیر سوال برده و در پاسخ به این سوال خبرنگار که می گوید آیا شما لیدر اعتراضات در بنده زنان اوین بودید پاسخ می دهد: «این اتهامی دروغ و توهین به دیگر زندانیان است. زندانیان برای خود یلی هستند و اجازه نمی‌دهند برایشان کسی‌ لیدری کند». گذشته از این که وی اعضای فرقه ضاله بهائیت، منافقین، التقاطی های چپ و سایر زندانیان امنیتی را یل خطاب کرده و بار دیگر ارادت خود به این افراد را اثبات می کند، این ادعای توخالی را در همان ابتدای مصاحبه توسط خودش نقض کرده و اعتراف می کند: « پس از دستگیری من‌؛ اعتراضات در زندان زیاد شد، مسائلی به وجود آمد از نظر خبری به بند زنان زندانیان سیاسی زیاد پرداخته شد» و نیز هنگامی که در خصوص شیوه انتخاب وکیل برای بند صحبت به میان می آید، می گوید: «رسم آنجا این‌طور است که کسی نامزد نمی‌شود و زندانی‌ها به هرکس که می‌خواهند رای می‌دهند. اکثریت به من رای دادند.» حال چطور است که زندانیان امنیتی اجازه نمی دهند کسی برایشان لیدری کند، اما با رضایت کامل دو مرتبه به ایشان جهت وکالت بند رای داده اند، در حالی که وی تازه به زندان وارد شده است و آنچنان در جریان روابط حقوقی جاری در این بند نیست؟ همچنین در ادامه اضافه می کند: «شاید بودن من در زندان به‌طور غیرمستقیم باعث احساس قدرت بیشتر زندانیان شده بود.» این که فائزه رفسنجانی دارای چه ویژگی ذاتی در ایجاد تشنج و چه وابستگی ها و رابطه هایی است که حتی بهائیان با دیدن وی احساس قدرت می کنند و بر او اقتدا می نمایند خود نکته قابل توجهی است.

در پایان مصاحبه، فائزه رفسنجانی در خصوص شرایطش پس از زندان می گوید: «تحلیل شناختی من از فائزه هاشمی پس از زندان این است که او به یک فعال حقوق بشری تبدیل شده است. فکر می‌کنم سال‌هاست در این زمینه فعالم. شاید الان راسخ‌تر باشم، چون دیگر نگرانی برای زندان‌رفتن هم وجود ندارد.» کنار هم قرار دادن لغاتی چون بهائی، حقوق بشر، زندانیان امنیتی و ... بی اختیار فکر انسان را به سمت اسامی چون شیرین عبادی سوق می دهد، هر چند از نظرگاه نگارنده این متن، اقدامات امثال فائزه رفسنجانی به مراتب از اقدامات افرادی چون شیرین عبادی برای امنیت نظام مخرب تر بوده است کما اینکه مهدی رفسنجانی در مصاحبه لو رفته خود با کاریکاتوریست مشهور ضدانقلاب _نیک آهنگ کوثر_ به این مسئله اعتراف کرده و تصریح می کند که اقدامات ضدنظام خاندان رفسنجانی من جمله اظهارات پدر این خانواده، از تمامی برنامه ریزی های اپوزیسیون داخلی و خارجی جهت ضربه زدن به نظام موثرتر است.


برچسب ها: مصاحبه فائزه هاشمی ، مصاحبه فائزه رفسنجانی ، روزنامه بهار ، آزادی فائزه هاشمی ، بهائیت ، فتنه 88 ، شیرین عبادی ،
آخرین ویرایش: - -

 

محمد نوری زاد؛ این بار زیر پرچم عمر سعد!

شنبه 17 فروردین 1392 02:33 ب.ظنویسنده : امیرعباس دریانی

 

برایم عجیب است که کسی چون محمد نوری زاد به این راحتی علیه نظام و انقلاب و رهبری می نویسد و می گوید و می سراید و انگار نه انگار، دریغ از یک تشر از جانب نظام! آنوقت عده ای داعیه نبود آزادی بیان در کشور را دارند! یاللعجب!

سخنان هتاکانه محمد نوری زاد تا بدینجا می رسد که در روز نخست سال جدید ویدئویی در وب سایت خود منتشر می کند که در آن دین را افیون می نامد! وی در پانوشت این ویدئو نگاشته است: «در این فیلم به سه افیون: سیاست و اقتصاد و دین اشاره شده. من اما از همه ناب تر، به افیون دین در این فیلم گرایش دارم.» جای تعجب است که این آقای روشنفکر نمی داند که «دین افیون توده ها است» جمله معروف کارل مارکس، تئوریسین چپ و بنیان گذار مارکسیسم الحادی است نه از ابداعات این خواننده خوش صدا! البته شاید هم دانسته از این نگرش حمایت می کند، ما هم مشکلی نداریم، اصلا آقای نوری زاد بگوید خدا توهم تاریخ بشر است و انسان حیوان ناطق است و از این دست تئوری ها که سالهاست بر زبان روشنفکران غربی جاریست، مشکل ما اینجاست که او با همه این احوالات التقاطی و الحادی اش هنوز خود را دیندار و دین شناس حقیقی میداند، کما اینکه در ادامه متن خود با اعتماد به نفس مثال زدنی شروع به تفسیر قیام عاشورا کرده و می نویسد: «در کربلا ما چه را جستجو می کنیم؟ جز اشک و آه و ضجه را؟ و حال آنکه سخن حسین عزیز چیز دیگر بود و هست. این که: آهای ای همه بشریت، ای همه خوبها، ای همه بدها، اگر دین ندارید آزاده باشید. آزاده، آزاده، آزاده.» ؛ وقتی خوب بررسی کنی متوجه خواهی شد وی هیچ چیز برای گفتن از خود ندارد، حتی همین جمله هم تقریر تحلیل های عبدالکریم سروش است، آن هم تحلیل های بیست سال پیش او.

کاری نمی توان کرد، کسی که سر در آخور غرب داشته باشد، چه به لحاظ فکری و چه مادی، دیگر نمی تواند دین را بفهمد، هر چه می گویی باز برداشت خود را می کند. این دست آدمها اگر شاهد کشته شدن کرمی در اثر غلتیدن در شراب باشند، نتیجه می گیرند شراب کرم معده را می کشد نه اینکه شراب برای معده مضر است! این نتیجه را می گیرند چون نیاز دارند! لذا خداوند متعال در قرآن کریم در خصوص این دسته از افراد می فرمایند: «اولئك الذین طبع اللّه علی قلوبهم و سمعهم و ابصارهم و اولئك هم الغافلون: كافران كسانی هستند كه خدا (بر اثر فزونی گناه) بر قلب و گوش و چشمانشان مهر نهاده (به همین دلیل چیزی نمی‌فهمند) و غافل واقعی آنانند.» (سوره مبارکه نمل آیه 108)

اما جایگاه آزاده در ادبیات حضرت اباعبدالله الحسین(ع) چیست؟

برای تشریح این موضوع، باید به مقاتل رجوع کرد. تصویر مقاتل اینچنین است: حضرت در گودال قتلگاه با بدنی مجروح افتاده. نانجیبی از لشگر حرامیان دستور به حمله به سمت خیام ناموس خدا را می دهد. حضرت تا متوجه می شوند، به زحمت خود را به روی نیزه بلند کرده و فریاد بر می آورند: «اگر دین ندارید لااقل آزاده باشید»؛ یعنی تا من زنده ام به ناموسم حمله ور نشوید. بعد از این سخن، یزیدیان کلام امام را پذیرفته، روی از حرم برگردانده و به سمت حضرت حمله ور می شوند و غارت خیام را به تاخیر می اندازند.

غرض آنکه این روضه می فهماند به انسان که جایگاه آزاده چیست و جایگاه دیندار کجا. آزاده یعنی کسی که بر ولی الله می تازد و بدن او را پاره پاره می کند و حتی به طفل شش ماهه هم رحم نمی کند و از به اسارت بردن دختران رسول(ص) هراسی ندارد، تنها مولفه مثبت آزاده در این روضه، محترم شمردن غیرت یک مرد است، فقط همین.

بگذار بهتر بگویم، آزاده یعنی شمر، یعنی سنان، یعنی حرمله، یعنی خولی و ...(لعنه الله علیهم) ؛ حر هم صد البته آزاده است، اما آزاده دیندار، آزاده عاشق ولایت، آزاده عبدالله و آزاد از بند نفسانیات. فرق آزاده بی دین و آزاده دیندار یعنی فرق شمر تا حر...

حال شما خود قضاوت کنید، کسی که دین را افیون می خواند و آزادگی را می ستاید چه تفاوتی با شمر(لعنه الله علیه) دارد؟

 

پی نوشت:

- به رسم ادب: در این نوشته از تحلیل های استاد بزرگوار، حاج علیرضا پناهیان سود جستم، خدایش حفظ فرماید.  


آخرین ویرایش: - -

 

خود بصیر نمایی، شگردی برای پاکسازی حافظه تاریخی ملت!

شنبه 10 فروردین 1392 08:31 ب.ظنویسنده : امیرعباس دریانی

 

به راستی چه کسی صاحب بصیرت حقیقی است؟ این سوالی است که این روزها در رسانه های مختلف توسط آقای رفسنجانی پاسخ داده می­شود. ایشان در مصاحبه های اخیر خود، دائما خویش را قله بصیرت سیاسی در جریان فتنه 88 قلمداد کرده و مدعی هستند در همان زمان تشخیص داده اند که آقای احمدی نژاد دارای گرایشات نادرست سیاسی و اعتقادی بوده و لذا این نکته را در نامه خود به رهبری در سال 88 تذکر داده اند. همچنین ایشان ادامه می دهند همانطور که من پیش بینی کردم، این روزها رفتار آقای احمدی نژاد منافع ملی را به خطر انداخته است. آقای رفسنجانی سپس از کسانی که در سال 88 از دکتر احمدی نژاد حمایت کردند می خواهد به خاطر اشتباهاتشان در حمایت از وی، از مردم عذرخواهی کنند!

فارغ از اینکه بخواهیم مواضع رئیس جمهور محترم را مورد نقد و بررسی قرار دهیم؛ باید متذکر شویم که آقای رفسنجانی در این دست اظهارات خود دچار یک اشتباه اساسی در تحلیل هایشان شده اند. برای درک بهتر موضوع، بازخوانی برهه ای از تاریخ صدر اسلام می تواند راهگشا باشد.

در تاریخ آمده زبیر بن عوام یکی از چهار تنی بود که در اوج مظلومیت امیرالمومنین در جریان سقیفه، از حضرت حمایت سرسختانه ای کرد؛ به شکلی که حتی شمشیر کشید و قصد کشتن غاصبین ولایت را داشت. سلمان در همین رابطه می گوید زبیر در حمایت از علی(ع) از همه ما (چهار یار حضرت امیر(ع) در جریان سقیفه) تندروتر بود. در جایی حضرت امیرالمومنین علی(ع) می فرمایند: «زبیر با ما اهل بیت بود تا زمانی که فرزند منحوسش(عبدالله) به دنیا آمد». بعد از گذشت بیش از 25 سال همین زبیر به همراه چند تن دیگر از خواص، در جمل مقابل علی(ع) شمشیر می کشند. با این اوصاف آیا می توان مدعی شد که حضرت امیر(ع) در قبول یاری زبیر در زمان سقیفه _نعوذ بالله_ اشتباه کردند و بصیرت نداشتند تا آینده او را ببینند؟! مسلما پاسخ این سوال منفی است. نگرش اسلامی ایجاب می کند تا زمانیکه فردی در مسیر حق پا می گذارد با او باشیم و او را از خود بدانیم و آن زمان که انحرافی در رفتار وی دیدیم تذکر دهیم و در صورت عدم پذیرش تذکرات توسط وی، او را از دایره دوستان و همراهان خود خارج کنیم.

بگذارید بار دیگر بپرسیم: حقیقتا بی بصیرت کیست؟ آیا افرادی بی بصیرت هستند که هر فرد را تا زمانی که در مسیر صحیح است همراهی میکنند و در صورت انحراف از او دور می شوند؟! خیر، بالعکس این اوج بصیرت و نگرش صحیح اسلامی و فهم دینی و نشان گر روحیه انقلابی در افراد است؛ چرا که برای یک انسان انقلابی، ملاک حال فعلی افراد است. در حقیقت بی بصیرت آن کسانی هستند که مشتی اراذل و اوباشی خیابانی را امت خداجو خطاب کردند. آنهایی که در اوج تهاجمات داخلی و خارجی معاندین دین و مخالفان تمامیت ارضی کشورمان با سکوتشان به آنها بهترین یاری را رساندند. بی بصیرت آن کسانی هستند که حتی شعار دادن علیه اصول نظام در تجمعات هم آنها را به موضع گیری ترغیب نکرد و گویا مهر سکوت بر دهانشان خورده بود. همان کسانی که فریاد یا سکوتشان، قیام یا قعودشان و همه و همه ی رفتارهاشان بر خلاف منافع ملی نظام و برای ضربه زدن به ولایت بود.

هر کس در زمان سقیفه با زبیر بود و در زمان جمل بر زبیر، نماد بصیرت و بینش صحیح دینی است. بهتر بگویم؛ هر کس در هر قدم با علی بود، مومن بود و بصیر. زبیر و زبیریان ملاک صحیحی برای تشخیص حق و باطل نخواهند بود. این علی است که ولی است و شاخص حق و باطل. بی شک آن کسانی که در مقابل علی(ع) ایستادند و از سقیفه حمایت کردند، اگر نگوییم معاند، بی بصیرت ترین افراد هستند و داعیه بصیرت برداشتن بار هیچ گناهی را از دوش آن ها کم نخواهد کرد.

آقای رفسنجانی! با این اوصاف جا دارد بار دیگر به دقت به این سوال پاسخ دهید: به نظر شما چه کسی حقیقتا بی بصیرت است؟


آخرین ویرایش: - -

 

نکند من و تو هم مثل برصیصا شویم....

یکشنبه 13 اسفند 1391 11:41 ق.ظنویسنده : امیرعباس دریانی

 

گاهی اوقات بازخوانی داستان­­ها شیرین است. هرچند که داستان، داستان تلخی باشد و هر چند که بارها تکرار شده باشند؛ البته شیرین است به شرطی که وقتش باشد و امروز وقت بازخوانی چندین­باره داستان عارفی است که سال­ها در میان کوه­ها به عبادت پروردگارش مشغول بود.

برصیصا عابدی مستجاب­الدعوه از قوم بنی اسرائیل بود که عمر خود را بر سر تهذیب نفس در بیرون از شهرها سپری کرده بود. مردم شهر هرگاه از علاج فرد بیماری مأیوس می­شدند، او را خدمت برصیصا می­آوردند و به دعای این عابد، بیمار شفا می­یافت.

دختری در شهر به بیماری لاعلاجی مبتلا شد و طبق اعتقاد مردم شهر، برادرانش وی را نزد برصیصا آوردند. برخلاف خواسته برصیصا، برادران، دختر را در محل عبادت او رها کردند تا باشد که به برکت معنویت برصیصا، خواهرشان شفا یابد.

برصیصا با دختر تنها شد؛ ابلیس شروع به وسوسه وی کرد و دختر را در نظرش زیبا جلوه داد تا آن­جا که برصیصا عنان از کف داد و دچار گناهی کبیره شد. کمی که گذشت به خود آمد و از ترس بی­آبرویی، دختر را کشت و جنازه را به مکان دیگری برد تا وجود او را منکر شود.

برادران دختر بازگشتند و متوجه جنایت برصیصا شدند. چندی نگذشت که عابد بزرگ شهر، بر پای چوبه دار حاضر شد. در آن دم ابلیس بار دیگر بر او ظاهر شد و گفت بر من سجده کن تا تو را نجات دهم. برصیصا که همه دارایی خود را از دست رفته می­­دید، حاضر به سجده بر ابلیس شد تا از این وضع نجات یابد، از همین رو از بالای چوبه دار با دست اشارتی به نشانه سجده بر ابلیس کرد. نه آن­که ابلیس نجاتش نداد، که ایمانش را از او ستاند و مشرک، وی را به سمت دیار باقی بدرقه کرد....

برصیصا نمادی است از کسانی که روزی باخدا عمر گذراندند اما عاقبت بنده طاغوت شدند، روزی با حق و روزی برحق. روزی با ولی روزی بر ولی. تنها ادعا کردن کافی نیست، تنها خوب شروع کردن ضامن هدایت نیست، پای کار ماندن مهم است. امتحان­ها باید داد. «أَحَسِبَ النَّاسُ أَنْ یُتْرَكُوا أَنْ یَقُولُوا آمَنَّا وَهُمْ لَا یُفْتَنُونَ: آیا مردم گمان كرده‏اند، همین كه بگویند که ایمان آوردیم، رها مى‏شوند و مورد آزمایش قرار نمى‏گیرند؟»


برچسب ها: برصیصا ، انحراف از حق ، گمراهی ، مسئولین ، کفران نعمت ، عابد یهود ،
آخرین ویرایش: - -

 

نیروسازی برای بی بی سی با چاشنی بیت المال!

دوشنبه 7 اسفند 1391 11:28 ق.ظنویسنده : امیرعباس دریانی

 

1.        اگر نگاهی اجمالی به زندگینامه و سوابق کاری کارمندان امروز رسانه سازمان جاسوسی انگلیس، بی بی سی و برخی شبکه­های معلوم­الحال دیگر انداخته شود، به نکات جالبی می­توان پی برد. برای مثال به سابقه چند نفر از این افراد اشاره می­کنیم:

-        فرناز قاضی­زاده، مجری بی بی سی فارسی، آخرین فعالیت در ایران: روزنامه «یاس نو» به مدیر مسئولی محسن میردامادی (از نشریات جبهه مشارکت در دوران اصلاحات)

-        حسین باستانی، تحلیلگر سیاسی بی بی سی فارسی: فعالیت در تعدادی از روزنامه­های توقیف شده و اصلاح­طلب و سیاسی­نویس فعال

-        سالومه سیدنیا، مجری و برنامه­ساز من و تو: فعال در روزنامه­های «زن» و «ایران» در دوره اصلاحات

-        سام غفارزاده، تحلیلگر اقتصادی من و تو: اقتصادنویس روزنامه­های «شرق» و «دنیای اقتصاد»

-        ساناز قاضی زاده، فعال در برنامه اتاق خبرِ من و تو: همکاری با تحریریه­های «شرق»، «همشهری» و «اعتماد ملی»

-        نفیسه کوهنورد، مجری بی بی سی فارسی: فعالیت در روزنامه­های «شرق» و «همشهری»

بررسی این سوابق به وضوح نشان می­دهد که مهم­ترین بستر تربیتی جیره خواران شبکه­هایی چون بی بی سی و من و تو، انواع نشریات اصلاح­طلب بوده است (روزنامه همشهری که وابسته به شهرداری تهران است در زمان اصلاحات کاملاً تحت خط دهی اصلاح­طلبان و شخص آقای کرباسچی بوده است).

2.        در پی اقدام انقلابی سربازان گمنام جمهوری اسلامی در دستگیری عده­ای از روزنامه­نگاران وابسته به شبکه­های جاسوسی و خبرنگاران مخفی (!) بی بی سی فارسی در داخل، رسانه­های فتنه و ضدانقلاب واکنش شدیدی نسبت به این مسئله نشان دادند. از دیگر سو، برخی از خواص بی­بصیرت داخلی نیز همنوا با این رسانه­ها دستگیری این جاسوسانِ در لباس روزنامه­نگار را خلاف آزادی مطبوعات خوانده و این دستگیری­ها را مرتبط با انتخابات پیش رو ارزیابی نمودند و حتی پا از گلیم خود فراتر گذاشته و مسئله استیضاح وزیر اطلاعات را مطرح کردند (همان افرادی که همواره حیات سیاسی خود را وابسته به استیضاح وزرا و ایجاد جنجال­های خبری و رسانه­ای می­بینند!).

3.      به راستی باید همواره منتظر ماند تا یک عنصر وابسته به سرویس­های جاسوسی غرب، به طور تمام و کمال ضربة خود را بر پیکرة جمهوری اسلامی وارد آورد و بعد هم با خیال آسوده به کشور دلخواه خود سفر کرده و فعالیت رسانه­ای­اش را علیه نظام هر چه غنی­تر انجام دهد تا متوجه شویم که او خیانتکار و وابسته بوده است؟ آیا همواره به دنبال این هستیم که نیروهایی زبده در نشریه­هامان پرورش دهیم و بعد از تبدیل شدن به یک عنصر رسانه­ای قوی، وی را برای گفتن و نوشتن علیه منافع ملی به سمت انگلستان بدرقه کنیم؟ حقیقتاً حمایت همه جانبه رسانه­های فتنه و ضدانقلاب که از دیرباز در اقدام علیه این کشور از هیچ نوع خیانت و عداوتی دریغ نکرده اند، از روزنامه­نگاران دستگیر شده چه معنایی می­تواند داشته باشد؟


آخرین ویرایش: - -

 

جمهوری اسلامی؛ بالهای نظام برای پیشرفت و تعالی

سه شنبه 1 اسفند 1391 05:58 ب.ظنویسنده : امیرعباس دریانی

 

«امروز که کشور در مقایسه با بیست سال پیش، از لحاظ جایگاه علمی، جایگاه صنعتی، جایگاه اجتماعی، روحیه مردم، بسیار پیشرفته تر است؛ استحکام نظام بسیار بیشتر است. خب این دلیل چیست؟ این دلیل این است که یک نیروی درونی سازنده حقیقی در این کشور وجود دارد که این بر همه ترفندها و توطئه­ها و مشکل تراشی­های دشمن غلبه پیدا می­کند؛ این امر واضحی است.[1]»

 نیروی درونی سازنده چیست؟ 

«آمَنَ الرَّسُولُ بِمَا أُنْزِلَ إِلَیْهِ مِنْ رَبِّهِ وَالْمُؤْمِنُونَ كُلٌّ آمَنَ بِاللَّهِ وَمَلائِكَتِهِ وَكُتُبِهِ وَرُسُلِهِ لا نُفَرِّقُ بَیْنَ أَحَدٍ مِنْ رُسُلِهِ وَقَالُوا سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا ... ؛ [2]پیامبر به آن چه خدا بر او نازل كرد ایمان آورده و مؤمنان نیز همه به خدا و فرشتگان خدا و كتب و پیغمبران خدا ایمان آوردند و (گفتند) ما میان هیچ یك از پیغمبران خدا فرق نمی‏گذاریم، و همه یك زبان و یك دل در قول و عمل اظهار كردند كه ما فرمان خدا را شنیده و اطاعت كردیم ...»

راز پیشرفت اسلام در آن فضای جهل­آلود چه می­توانست باشد؟ مگر جز اعتماد به خدا و احکام الهی بود؟ پیامبر و مؤمنان او از اعماق وجودشان معتقد بودند که اسلام برای نجات بشر کافیست و با اتکا به خدا و قرآن (کتاب آسمانی) تحولات عظیمی در زندگی بشری ایجاد شد و با رسالت پیامبر حقیقت جمهوری اسلامی تحقق یافت.

بعد از غیبت حضرت ولی­عصر(عج) قرن­ها گذشت و انقلاب اسلامی ایران با اتکا به آرمان­های توحید و یکتاپرستی، عدالت­خواهی، جمهوریت­خواهی، استقلال­طلبی، استکبارستیزی، قیام برای رهایی مستضعفین عالم، آزادی واقعی و حفظ شأن و کرامت انسانی منجر به شکل­گیری جمهوری­اسلامی­ایران شد. طولی نکشید که پرتوهای این بارقة الهی مرزهای جغرافیایی را در نوردید. استاد فاضل، حضرت آیت الله جوادی فرمودند: «نظام پربرکت جمهوری اسلامی هم برای داخل هم برای خارج، مائده­ای الهی بود و هست و خدمات فراوانی را ارائه کرده است.[3] » آن چه از همان ابتدای تشکیل جمهوری اسلامی به گوش می­رسد این است که مگر جمهوریت با اسلامیت سازگاری دارد؟

از نظر امام خمینی(ره) می­توان جمهوری بودن حکومت ایران را بر مبنای ادارة کشور با اتکا به آرای آحاد مردم ـ نه طبقه و گروه خاصی ـ و اسلامی بودنش را به معنای پذیرفتن زعامت فقیه جامع­الشرایط که نایب امام عصر(عج) در زمان غیبت کبری است، توصیف و تفسیر نمود.

از منظر امام خمینی(ره) جمهوریت از لحاظ تئوریک، شاکلة حکومت را تقویت می­کند. تفکیک قوا، مشارکت مردم و انتخابات، شورای شهر، مجلس شورای اسلامی و مجلس خبرگان، بر اساس جمهوریت پدید آمده­اند و در عین حال بنیان نظام را ـ که همان اسلامیت است ـ غنا بخشیده­اند.

شهید مطهری نیز در نهایت ایجاز و اختصار مفهوم عمیق رابطة جمهوریت و اسلامیت را چنین بیان داشته اند که: «جمهوریت شکل نظام و اسلامیت محتوای آن است.»

سیستم تفکر دینی اسلام از همان ابتدا یک سیستم تفکری باز بوده و به مثال نوری راه خود را در تاریکی­ها باز می­کند و هرگز متوقف نمی­شود. اگر چیزی از حرکت باز ایستد کهنه می­شود. محرک بودن اسلام در بیان شهید مطهری واضح است: «هر وقت و هر جا مردمی اسلام را بپذیرند و به دستورات اسلام عمل کنند، همان خاصیت رشد و تکامل و استقلال و روی­پای خود ایستادن و دیگران را به حیرت و تعجب واداشتن را دارند. البته این خاصیت مال اسلام است نه مال مردم، این خاصیت مال ایمان به اسلام است مال پیروی از تعلیمات اسلام است. اسلام نیامده است برای این که جامعه را متوقف کند، ملت مسلمان را وادار به درجا زدن بکند، اسلام دین رشد است. دینی است که نشان داد عملا می­تواند جامعة خود را به جلو ببرد. ببینید در چهار قرن اول اسلامی، اسلام چه کرده است.[4]»

و ما هر ساله می­بینیم تمام ملت از سرتاسر کشور فریاد حکومت­اسلامی سر می­زنند، این حق است و در برابر حق، هیچ فطرت پاکی مقاومت نمی­کند.

ملت ایران بر اساس اعتقاد دیرینه­شان به حکومت حق و عدل قرآن در پی انقلاب­اسلامی پیروزمند خود رأی آری دادند و خواستار جمهوری مقید به اسلام شدند. همین است که امام(ره) در یکی از سخنرانی­هایشان فرمودند: «من به جمهوری اسلامی رأی می­دهم؛ نه یک کلمه بیش، نه یک کلمه کم.» اسلامیتی که همان اسلام ناب محمدی(ص) است، که از اسلام امریکایی، اسلام تحجر و تجدد، اسلام کمونیسم، اسلام مرفهین بی درد، اسلام سازش و بسیاری اسلام­های انحرافی دیگر متفاوت است.

مخالفت با جمهوری اسلامی هنوز هم آوازه دارد؛ چرا که اسلامیت موجب پیش­رفت و تحولات عظیم در زمینه­های علمی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی ایران بوده است.

قبل از انقلاب، رتبة علمی ما در ردیف­های آخر قرار داشت؛ تا این که... «به برکت انقلاب، به برکت اسلام، به برکت شریعت، کسانی که در دنیا ارزیابی می­کنند، گفتند و در دنیا منتشر شد که ایران امروز از لحاظ علمی در رتبة شانزدهم دنیاست. این مال چند ماه قبل از این است... مثلا تا ده سال دیگر... ایران به رتبة تک رقمی خواهد رسید...[5]»

آن چه امروز از طرف مخالفان بیان می­شود، چون دم خروس از زیر پیراهن صاحب سخن بیرون زده و اغراض او معلوم می­شود، «چرا که اسلام بدون جمهوریت، اسلام اموی است[6]

چه زیباست تعبیر امام(ره) که جمهوریت و اسلامیت را دو بال نظام دانستند. مقام معظم رهبری در سخنانشان در نشست الگوی اسلامی­ایرانی پیشرفت، به این نكتة بسیار دقیق اشاره نمود كه همۀ آن چه ما انجام می‌دهیم پیش‌درآمد و مقدمة تحقق حیات طیبه‌ای است كه با ظهور حضرت حجت(عج) ممكن خواهد شد و همة راه‌هایی كه ما می‌رویم صراط نیستند، بلكه طرقی هستند كه به صراط منتهی خواهند شد و كوره‌راه‌ها و گردنه‌هایی هستند كه به ناچار باید پشت سر نهاده شوند تا بتوانیم به آن بزرگراهی كه با ظهور حضرت حجت(عج) در مقابل بشریت قرار خواهد گرفت، برسیم. آن‌گاه پیش­رفت حقیقی محقق خواهد شد؛ به همین دلیل است كه ما به تدریج پیش می‌رویم و در هیچ مرحله‌ای به آن چه دست یافته‌ایم قانع نیستیم و در انتظار مرحلة بعدی هستیم. آن مرحلة نهایی كه ما با دید و نظری غیرمعصومانه طراحی می‌كنیم مرحلة نهایی نیست، بلكه مقدمه و پیش‌درآمدی است برای عهد حضرت حجت(عج) كه حیات طیبه به‌طور كامل در آن محقق خواهد شد.


پاورقی ها:


[1] . مقام معظم رهبری، بیانات در جمع نخبگان و مسئولان استان خراسان شمالی، 25/7/91
[2] . سوره مبارکه بقره، آیه 285
[3] . روزنامه مردمسالاری
[4] . مرتضی مطهری، اسلام و مقتضیات زمان، ج 1، 1373
[5] . مقام معظم رهبری، بیانات در دیدار شرکت کنندگان در اجلاس جهانی اساتید دانشگاه های جهان اسلام و بیداری اسلامی، 21/9/91
[6] . جلیلی، سردبیر مجله راه


آخرین ویرایش: - -

 

نوکری غرب، طعمی که به کام شاهین نجفی و محسن نامجو خوب مزه کرده

شنبه 28 بهمن 1391 05:32 ب.ظنویسنده : امیرعباس دریانی

 

نخست: در طول تاریخ و در همة جوامع بشری غیرالهی، همواره عده­ای طراح بوده­اند و عده­ای مجری؛ عده­ای کارگردان و عده­ای بازیگر؛ عده­ای اهل فکر و عده­ای عمّال بی­فکر، عده­ای سرمایه­دار و عده­ای عبد سرمایه و نوکر تمام عیار سرمایه داران و این داستان همچنان ادامه دارد.

دوم: اگر عملکرد توهین کنندگان به ساحت مقدس اهل بیت(علیهم­السلام) در طول سال های پس از انقلاب را مورد بررسی قرار دهیم، مشاهده خواهیم کرد که این طیف بلافاصله پس از اهانت به مقدسات مردم، مورد خشم و غضب عموم افراد قرار گرفته و به ناچار از جامعه ترد شده­اند. از همین رو، این جریان با پیوند دادن برخی مسائل و مشکلات اجتماعی و سیاسی کشور با مباحث اعتقادی، به دنبال معرفی کردن دین به عنوان منشا تمام مشکلات موجود در جامعه هستند.

سوم: بی شک اثبات این ادعا که امثال شاهین نجفی و محسن نامجوی ملعون، جیره­خواران نظام سرمایه داری و ضدیت بادین هستند کار مشکلی نخواهد بود. علاوه بر انتشار موسیقی اخیر این دو تن به صورت رایگان آن هم در حالی که ساخت آن هزینه های بسیاری در بر دارد، بررسی رفتار این دو، نشان از حرکت کامل در راستای اهداف اربابان خود دارد. هنوز کسی فراموش نکرده است توهین­های شنیع به امام هادی و امام زمان(علیهم­السلام) و تمسخر بی­شرمانة قرآن کریم را که توسط این دو انسان پست اتفاق افتاد. از طرف دیگر، راهپیمایی عظیم و دشمن شکن مردم هوشیارمان در روز پیروزی انقلاب اسلامی، ضربة سنگینی بر پیکرة دشمن وارد ساخته و بی اثر بودن برنامه­هایشان را برای همگان روشن کرده است. همان گونه که از دیرباز، دشمنان دین، به سبب عدم توان مقابلة عقلانی و منطقی با گزاره­ها و ارزش­های دینی، دست به توهین، تمسخر و استهزاءِ این مقدسات می­زدند، امروز نیز با همین رویکرد در قبال شکست سنگینی که از ملت دین مدار ایران خورده­اند، رو به توهین به تمامی مقدسات این قوم آورده­اند. با این اوصاف اگر امثال نجفی و نامجو (بخوانید آلت­های دست غرب) توهینی به ساحت مقدسات ما نمودند، نشانه بارزی است برای مردم تا پی به ماهیت دست نشاندگی این افراد برای نظام سرمایه داری ببرند. صد البته اگر قرار بود دین و دینداری به واسطه عوعو سگان و چنگ اندازی­هایشان تضعیف شود، وضعیت اسلام و تشیع در عالم امروز به نحو دیگری بود.

به یقین دریای پرنور ولایت اهل بیت و جانشین برحقشان، با پوزه سگان نجس نخواهد شد. نور ولایت عالم­گیر خواهد شد؛ این وعدة الهی است و ما به وعدة او ایمان داریم.


برچسب ها: شاهین نجفی ، آهنگ جدید شاهین نجفی ، مرتد ، توهین به مقدسات ، محسن نامجو ، ترانه مشترک نامجو و نجفی ،
آخرین ویرایش: - -

 

تعداد کل صفحات ( 2 ) 1 2